حشمت فردوس
خواستم برم بیرون،بابام گفت:بشین باهات کار دارم.گفتم:رفیقم دم در منتظره.گفت:یا می شینی یا زنگ میزنم پلیس میگم ازت شیشه میخرم!O_o... خدا لعنتت کنه حشمت فردوس
نظرات شما عزیزان:
only funمرسی که سرزدی و امیدوارم که حداقل یه لبخند کوچیک رو لبت بیاد صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | طراح قالب |
آخرین مطالبلینک دوستانپیوندها تبادل لینک هوشمند سایت آوازکطراح قالب: آوازک |
|
درباره وبلاگنویسندگانآرشیو ماهانهدیگر امکانات
<-PollItems->
|